على ربانى گلپايگانى

26

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

افضل از عثمان بداند » . « 1 » حاصل آن‌كه در اين اصطلاح اعتقاد به افضليت امير المؤمنين عليه السّلام ركن و اساس است ، حال يا افضليت بر همه‌ى صحابه و خلفا يا فقط بر عثمان . شيعه و اكثريت معتزله امام على عليه السّلام را افضل افراد پس از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله دانسته‌اند . و گروهى از اهل حديث به افضليت امام عليه السّلام از عثمان معتقد بوده‌اند . « 2 » گاهى در كتاب‌هاى رجال و تراجم به افرادى نسبت تشيّع داده شده است ، و كسانى كه شيعى بودن را دليل ضعف راوى شمرده‌اند ، چنين افرادى را قدح كرده‌اند . « 3 » از آن‌چه گفته شد مىتوان به وجه شيعه شمرده شدن گروهى از زيديه كه به افضليت امام على عليه السّلام بر ديگر خلفا اعتقاد دارند ولى به خلافت بلافصل آن حضرت قايل نيستند پىبرد . آنان به وجوب نص در باب امامت اعتقاد ندارند . و راه

--> ( 1 ) . المغني في ابواب التوحيد و العدل ، الامامة ، ج 2 ، ص 114 . ( 2 ) . از برخى ابيات ابن ادريس شافعى ( پيشواى مذهب شافعيه ) به دست مىآيد كه وى به افضليت امام على عليه السّلام قايل بوده است ، چنان‌كه گفته است : اذا نحن فضّلنا عليّا فإنّنا * روافض بالتفضيل عند ذوي الجهل ( ديوان الامام الشافعي ، ص 55 ) . ( 3 ) . از آن جمله است ذهبى در كتاب « ميزان الاعتدال » وى برخى از راويان اهل سنّت را به تشيّع نسبت داده است چنان‌كه در مورد عبيد اللّه بن موسى كه از مشايخ بخارى است گفته است : « ثقة فى نفسه ، لكنّه شيعي منحرف » ؛ و در مورد علاء بن العباس گفته است : « شيعي غال » ؛ و در مورد محمد بن احمد بن حمدان گفته است : « كان يتشيّع » ؛ و در مورد محمد بن جرير طبرى مورّخ و مفسّر مشهور گفته است : « ثقة صادق فيه تشيّع يسير و موالاة لا تضرّ » .